برگ، بارون و خیال

به نام خدای دوست که یار نیز از اوست

برگ، بارون و خیال

به نام خدای دوست که یار نیز از اوست

آخرین نظرات
  • ۱۱ شهریور ۹۷، ۲۱:۰۵ - محمدرضا ...
    هیییی ...

 

من به خزان عادت دارم

 

من یک پائیز دائمی ام

 

تو بمان

 

من یک برگ رها شده از شاخسارم

 

من تنها شده ی هور العظما  ام

 

تو بمان

 

من هوس گرمی تابستان دارم

 

به تو و مستانه ی تو باور دارم

 

تو بمان

 

تو بیا و در خود بسوزانم

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۰۹

 

نه دیوانگی ات از سرم رود

 

نه یادت از دلم رود

 

نه با خیالت خواب به ذهنم رود

 

این خیال نیز بگذرد

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۰

 

بچه ها به بزرگی ما نگاه می کنن و با خودشون می گن کاش زودتر بزرگ و قوی بشیم

 

ما آدم بزرگ ها هم به این فکر می کنیم که ای کاش بچه ها توی همون دنیای کودکانه شون باقی بمونن و از اون لذت ببرن

 

این مزه ی آبنبات دوره ی طفل بودن ما چقدر شیرین و خوب بود

 

کاش هیچ وقت از یاد نمی بردیم که میشه با یه آبنبات، با یه آبنبات کوچولو دنیایی رو شاد و شیرین کرد

 

کاش در این بی نظمی هضم نشویم : (

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۰۹

 

بازم فاصله
 

به فاصله یک پلک زدن

 

نمیشه با این چشم ها دیگر تو رو ببینم

 

بعد تو به این چشم ها اعتباری نیست، به دیدنت

 

تا بیشتر از این دیر نشده، همین الآن بیا و برگرد

 

: )

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۳۷

 

 

تصور کن

 

تصور کن که آینده ی من و تو  همین الآن باشه

 

تصور کن تو باشی و بوسه باشه

 

تصور کن این نیز تصور تو باشه

 

: )

 

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۴

 

موی تو بلند و دستان من کوتاه

 

بر باد مده : )

 

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۸

 

ما ممکنه که خیلی رویاهایی کوچک و بزرگ داشته باشیم،‌ ولی ممکنه نخوایم که به بعضی هاشون دست پیدا کنیم و یا حتی به بعضی هاشون کمی فکر کردیم و توی روزهای خوشی و یا موقعیت خاص، اندکی بهشون فکر کردیم و نهایتا فراموش شون کردیم. اکثر این رویاها ساخته نمی شن و شاید لزومی هم نداشته باشه که بهشون برسیم ولی یه سری هاشون هم هستن که واقعا از ته دل مون خواستیم و همیشه ته ذهن مون داشتیم بهشون فکر می کردیم.

 

اینجاش برام خیلی جالبه، اگه به یه چیزی فکر کنی و از ته قلبت بخوای که داشته باشیش بعد از یه مدت به اون می رسی؛ دقیقا همون هایی که برای رسیدن بهشون هیچ ترسی نداشتی و یا بهتر بخوام بگم اون ترس برات یه جورایی لذت بخش بوده و باعث میشه که برای چند لحظه هم که شده از خیال خیلی چیزا بیایی بیرون و غرق در اون رویا بشی.

 

توی این پائیز دلگیر به بهترین رویایی که میشه فکر کرد داشتن دستای توئه : )

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۴۴

 

 

من همین اینجا عبادت می کنم

 

من تا نفس هست خدایم را عبادت می کنم

 

من خدایم را به یک نگاهت بفروشم که دگر بار خیانت نکنم

 

تو! نگاهت را به خدایی بفروشی؟

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۳

 

 

بیا و از این سفر بگذر

 

من به همه ی سفرها بدبینم

 

این بار می برند که قربانی ات کنند

 

...

 

پشمات جمع کن و بیا بریم چرا : )

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۰۲

 

گاهی از دوست، گاهی هم از خدای دوست

 

این دوست و آن دوست

 

هر دو دوست

 

از دوستان این حجم از دلتنگی طبیعی نیست

 

چه گویم که پیش دوست از دوست شکایت بردن سیاهی ست

 

...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۹