آقای خیال؛ برگ و بارون

به نام خدای دوست که یار نیز از اوست

آقای خیال؛ برگ و بارون

به نام خدای دوست که یار نیز از اوست

آخرین نظرات

بعد تو و این چشم های نامید

يكشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ب.ظ

 

بازم فاصله
 

به فاصله یک پلک زدن

 

نمیشه با این چشم ها دیگر تو رو ببینم

 

بعد تو به این چشم ها اعتباری نیست، به دیدنت

 

تا بیشتر از این دیر نشده، همین الآن بیا و برگرد

 

: )

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۱
آقای خیال

عینکی

چشم

نظرات  (۱۰)

سن گلمز اولدون...
پاسخ:
فارسیش چی میشه؟
تو دیگه نمیای...
پاسخ:
اگه بیاد هم چشمی به راهش نیست
اب هویج فراموش نشه.
پاسخ:
بله، حتما، ممنون.
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد...
پاسخ:
اون که رفته اگه می خواست برگرده که نمی رفت...
خب اونی که رفته شاید دنبال امتیاز گرفتن بود برای برگشتش که رفته ... شاید ..
پاسخ:
ممکنه، ولی اگه یک درصد بخاطر این باشه همون بهتر که دیگه برنگردن.
ای بابا ... خیلی ناراحتی که ...
پاسخ:
آقا محمدرضا گل! ناراحتی هاش تموم شده.
هیییی ...
پاسخ:
با کد زدن می شد از خیلی چیزا فرار کرد که با این وضعیت یه کم سخت تر شده و فرصت بیشتری برای فکر کردن باقی می مونه.

راستی قالب جدید وبلاگت رو دیدم؛ خووب شده، گذرا یه نگاهی انداختم.
آه ... آره ... درکت می‌کنم ... ولی خب از تجربم که توی یه جامعه متخصص بودن برام آرامش بخش بود ... آدمای آزاد ...
اولش همیشه سخته بعد خود واقعی ... حالا نه دقیقا ... تا اخر عمر هم نمیشه ولی خب آدم به خودش میاد ...

مرسی ... خب وقت گذاشتم ... هنوز مشکلاتی داره ...
پاسخ:
زنده باشی؛ دقیقا توی این حوزه گذر زمان خیلی حس نمی شه مگه اینکه نتونی بهش زیاد بپردازی.

دقیقا شبیه rm / -rf هست؛ باید بالاخره بی خیالش بشی و از نو شروع کنی.

Front-End واقعا حوصله و وقت می خواد.
exactly, like you so much because of that command man
پاسخ:
:)
آره دقیقا ... فرانت‌اند خیلی توجه و حوصله نیاز داره ... ولی خب سلیقه‌ای هم هست ...
پاسخ:
دقیقا؛ بخش مهمی ازش اون دید و سلیقه ای هست که داری...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی